زمین انسانها

... گنج راستین یکی بیش نیست و آن روابط میان آدمهاست .

آدمها مدتی دراز در حصار سکوت خود در کنار هم راه می سپارند ٬ یا حرفهایی می زنند که پیامی با خود ندارند . اما ساعت خطر فرا می رسد . آن وقت شانه به شانه می دهند . پی می برند که از یک تبارند و چون وجدانهای دیگر را کشف کردند دایرۀ وجودشان وسعت می گیرد . با لبخندی جانانه به هم می نگرند و به زندانی آزادی یافته ای می مانند که از عظمت دریا به حیرت می افتد .

... انسان بودن همان مسؤول بودن است .

 

< بخشهایی از کتاب زمین انسانها نوشته آنتوان دو سنت اگزوپری >