سه شنبه 5 آذر 1387
ای عشق همه بهانه از تست
من خامشم این ترانه از تست
آن بانگ بلند صبحگاهی
وین زمزمهی شبانه از تست
من انده خویش را ندانم
این گریهی بیبهانه از تست
ای آتش جان پاکبازان
درخرمن من زبانه از تست
افسون شدهی تو را زبان نیست
ور هست همه فسانه از تست
کشتی مرا چه بیم دریا؟
طوفان ز تو و کرانه از تست
گر باده دهی و گر نه٬ غم نیست
مست از تو٬ شرابخانه از تست
می را چه اثر به پیش چشمت؟
کاین مستی شادمانه از تست
پیش تو چه توسنی کند عقل؟
رام است که تازیانه از تست
من میگذرم خموش و گمنام
آوازهی جاودانه از تست
چون سایه مرا زخاک برگیر
کاینجا سر و آستانه از تست
(محمدرضا شفیعی کدکنی)




